این شهر مردگان است آواز تازه ممنوع لبهای غنچه آزاد گل بی اجازه ممنوع
دارالخلاف آباد جهل و خرافه آزاد بیداد پشت بیداد حرف اضافه ممنوع
این سایه باوران را ظلمت ز نور بهتر در دست کوفه سنگ است آئین زور بهتر
نجوای چاه مولا سر در تنور بهتر یک سو ستاره زخمی یک سو پرنده در گور
تن های مرده بر خاک مردان زنده در گور حاشا از این تباهی تا کی شب و سیاهی
آن روی دیگرت کو ۲
دور ظلم ظالمان آخر می شود روزی هرجا پایه های این کاروان رفته در پایان گمراهی
باز راه کعبه را انگار گم کردید برگردید برگردید
من حسینم ۲ رو به سوی راستی باز آورید ای قوم
روز عاشورا غروبش صبح بیداری است برگردید برگردید
پایه های مردم از بی راهه برگردید برگردید
ای لباس ظلم را جای عدالت پیرهن کرده جامه ی رنگ و ریای دین و دین داری بتن کرده
کاخ اگر همسایه با دیوار دین باشد خطا کاری است
شمر شمشیر امیرالمومنین باشد خطاکاریست
صحنه ی آزادگی در خون شناور می شود هر جا
باورم کن باورم کن باورم کن عشق باور می شود هر جا
دور دور دین فروشان است ای فرمان بران ظلم دور ظلم ظالمان روزی آخر می شود هر جا