جمعه، مرداد ۲۷، ۱۳۹۱

دوست خائن و نمک نشناس!؟ بخش اول

روزی که رضا شاه آگاه شد((حسین)) دوست و همکلاسی ((محمدرضا )) دوچرخه ی وی را به سرقت برده-و از همین روی، چند روزی است که در دربار ظاهر نمی شود- هیچگاه فکرش را هم نمی کرد که همین (( حسین فردوست)) از اتاق جنب دفتر (( محمدرضا شاه پهلوی شاهشاه آریامهر)) تئوریسین انقلابی شود که (( صدایش )) به گوش شاه شاهان نیز برسد و منجر به پایان شاهنشاهی پهلوی در ایران شود! که اگر جز این بود امر به احضار (( حسین )) نمی داد و دوباره او را ملازم و همدم ولیعهد خود نمی ساخت.
اما به راستی چرا هرگز کسی از خود و از تاریخ نپرسیده است چه دستی، چه قدرتی، پسرکی به نام حسین را که فرزند یک گروهبان ساده ارتش بود، در کنار ولیعهد قرار داد تا آن جا که در سفر به سوئیس همین آدم نسبتا مذهبی که در کمترمهمانی درباری نیز شرکت می کرد و اصولا رفتاری درباری نداشت- همسفر ولیعهد، و یار گرمابه و گلستان شاه جوان باشد؟!
بی شک اگر هزاران تن در باره ی شما سخنی بگویند و مثنوی هفتاد من کاغذ ببافند، به اندازه ی یک جمله که همسرتان درباره شما بگوید، در اطرافیان شما موثر نخواهد افتاد چرا که وی به دلیل (( هم خانه بودن )) با شما، برای هر گونه اظهار نظر و سخن پراکنی پیشاپیش از سوی دیگران پذیرفته شده است. حسین فردوست نیز چنین بود.
او طبعا شرایطی داشت که سخنش و اظهاراتش عین واقع تلقی می شد و به دلیل دسترسی و نزدیک دیرینه به شاه ، قدرت القای هر اندیشه درست و نادرستی را به او نیز داشت.
ساده انگار نباشیم همه ی ما انسانیم و انسان تاثیر پذیر است و این که مردی از کودکی در کنار انسان رشد کند، در جریان نیک و بد زندگی مان باشد، از شب و روزمان آگاه باشد،طبعا قدرت تاثیر گذاری بیشتر و موفق تری خواهد داشت و چنین است که ((حسین)) موفق به آن کاری شد که دشمن – حتی با لشگری مجهز- نیز نمی توانست انجام دهد. اما (( حسین فردوست )) و باندی که او به دقت انتخاب و در کنار خود چیده بود، چه کردند؟
آنها نه در امور مملکتی و نه در امور ارتشی و نه در نظام اجتماعی، اخلاال نکردند. آنها حتی وظایفی را که به ایشان محول می شد،در نهایت تلاش و کوشش انجام می دادند تا نشانی از خیانت بر جای نگذارند. آنها فقط یک کار کردند و عجبا که همین یکی نتیجه داد: (( حسین فردوست)) از ابتدای ماموریتش آمده بود که شاه را از مهم ترین اصل قدرتش دور کند. مسلم این که قدرت رهبر یک جامعه، نه به ارتش او، نه با ماموران امنیتی و نه مال و منال اوست. در طول تاریخ دیده ایم که زمانی فرا می رسد که همه ی این ابزار ظاهری قدرت، به سادگی و آسانی از دست می روند- که هیچ – بلکه در اختیار دشمن وعلیه صاحب قدرت به کار گرفته می شود. ادامه دارد
شهرام همایون سخنگوی جنبش ملی ماهستیم...