به راستی فردوست و باند او چه کردند؟
خیلی ساده بگویم. آن ها بین شاه و مردم، دیواری به قطر و عظمت یک تاریخ کشیدند. شاه و مردمی – که باید با هم کشور را می ساختند- آن قدر از همدیگر دور ماندند که به کلی از حال و روز هم بی خبر ماندند. در جنوب تهران، حلبی آباد بود و حکومت شاه به دولتهای اروپایی وام بدون بهره می داد. اما نمی توان باور کرد که شاه چنین جاه طلبی هایی را تنها برای خودش خواسته باشد چرا که هم او بود که گفته بود: (( سلطنت بر مردمی فقیر افتخاری نیست...)) پس شاه می خواست که مردم ایران در جهان آقایی کنند و مردمش، لااقل بخشی از آنها به زندگی عادی قانع بودند حال آنکه فاقد ابزار آن بودند...
...و این وظیفه ((حسین)) بود که بین مردم و شاه فاصله بیاندازد. میزان و معیارها را به گونه ای دیگر در ذهن شاه جلوه دهد، و بلعکس، شاه را در نظر مردم( نه آنگونه که بود) بلکه آن گونه که اربابان ((حسین)) می خواستند، وانمود سازد. بی شک امروز، هر اهل سیاستی به درستی می داند که ((حسین)) بدون ماموریت نبود.
او ماموری کاشته شده در کنار محمد رضا بود که وظیفه اش را نه طی یک ماه و یک سال، بلکه باید طی سالها به انجام می رساند...
... تا در زمان موعود، در سال 57 آخرین تیر ترکش را شلیک کرد.
تصور کنید در آن روزهای بحرانی، ستاد عملیاتی انقلابیون (دشمنان نظام پادشاهی) فقط کافی بود که از روحیات شاه مطلع باشند( که حتما بودند) و بدانند که او به دلیل بیماری قادر به اتخاذ تصمیم قاطعی نیست...
آیا با چنین اطلاعاتی، دیگر به تیر و توپ و تفنگ احتیاج هست؟
اما چرا؟ چرا هنوز باور نمی کنیم که ماجرا به ((حسین فردوست)) ختم نمی شود و هنوز هم ((فردوست )) های دیگری از جنس و قماش دیگری و تافته جدا بافته ای در گوشه و کنار فعال هستند.
آیا نمی توان تصور کرد ( نمی گویم باور کرد) که یکی از همین دوستان عزیز و رفیق گرمابه و گلستان می توانند یک ((حسین فردوست )) باشند؟!
اگر چنین نیست چرا این سخن شاهزاده رضا پهلوی را کسی نمی شنود که می گوید: (( من خصوصا از طرفداران مشروطه پادشاهی می خواهم که از همین امروز کلیه اختلافات خود را کنار بگذارند – البته وجود عقاید و نظرات گوناگون باید باشد – اما در رابطه با مسائل مبارزاتی مرا به عنوان یک فرد آزادیخواه بنامند تا همگی بتوانیم در لوای این شعار ایران را آزاد کنیم.
البته بعد از آزادی ایران اگر مردم به پای صندوق های رای رفتند و به بازگشت نظام پادشاهی رای دادند، من نیز به رای اکثریت احترام می گذارم ولی حالا زمان جمهوری یا پادشاهی و غیره نیست زمان ، زمان آزادیخواهی است. با هم متحد شویم تا بتوانیم به یاری مردم ایران بشتابیم )).
راستی چرا چنین پیامی اصولی، انسانی و موقعیت شناسانه در میان ایرانیان و به خصوص طرفداران نظام پادشاهی جا نمی افتد؟
پایان
شهرام همایون سخنگوی جنبش ملی ماهستیم...
...و این وظیفه ((حسین)) بود که بین مردم و شاه فاصله بیاندازد. میزان و معیارها را به گونه ای دیگر در ذهن شاه جلوه دهد، و بلعکس، شاه را در نظر مردم( نه آنگونه که بود) بلکه آن گونه که اربابان ((حسین)) می خواستند، وانمود سازد. بی شک امروز، هر اهل سیاستی به درستی می داند که ((حسین)) بدون ماموریت نبود.
او ماموری کاشته شده در کنار محمد رضا بود که وظیفه اش را نه طی یک ماه و یک سال، بلکه باید طی سالها به انجام می رساند...
... تا در زمان موعود، در سال 57 آخرین تیر ترکش را شلیک کرد.
تصور کنید در آن روزهای بحرانی، ستاد عملیاتی انقلابیون (دشمنان نظام پادشاهی) فقط کافی بود که از روحیات شاه مطلع باشند( که حتما بودند) و بدانند که او به دلیل بیماری قادر به اتخاذ تصمیم قاطعی نیست...
آیا با چنین اطلاعاتی، دیگر به تیر و توپ و تفنگ احتیاج هست؟
اما چرا؟ چرا هنوز باور نمی کنیم که ماجرا به ((حسین فردوست)) ختم نمی شود و هنوز هم ((فردوست )) های دیگری از جنس و قماش دیگری و تافته جدا بافته ای در گوشه و کنار فعال هستند.
آیا نمی توان تصور کرد ( نمی گویم باور کرد) که یکی از همین دوستان عزیز و رفیق گرمابه و گلستان می توانند یک ((حسین فردوست )) باشند؟!
اگر چنین نیست چرا این سخن شاهزاده رضا پهلوی را کسی نمی شنود که می گوید: (( من خصوصا از طرفداران مشروطه پادشاهی می خواهم که از همین امروز کلیه اختلافات خود را کنار بگذارند – البته وجود عقاید و نظرات گوناگون باید باشد – اما در رابطه با مسائل مبارزاتی مرا به عنوان یک فرد آزادیخواه بنامند تا همگی بتوانیم در لوای این شعار ایران را آزاد کنیم.
البته بعد از آزادی ایران اگر مردم به پای صندوق های رای رفتند و به بازگشت نظام پادشاهی رای دادند، من نیز به رای اکثریت احترام می گذارم ولی حالا زمان جمهوری یا پادشاهی و غیره نیست زمان ، زمان آزادیخواهی است. با هم متحد شویم تا بتوانیم به یاری مردم ایران بشتابیم )).
راستی چرا چنین پیامی اصولی، انسانی و موقعیت شناسانه در میان ایرانیان و به خصوص طرفداران نظام پادشاهی جا نمی افتد؟
پایان
شهرام همایون سخنگوی جنبش ملی ماهستیم...