‏نمایش پست‌ها با برچسب دست نوشته. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دست نوشته. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، مهر ۰۹، ۱۳۹۱

من ایرانی مسلمانم نه مسلمان بی‌وطن

باید هفته پیش درباره مردی می‌نوشتم که بیش از چهار دهه او را می‌شناختم و در این مدت به جز آزادگی و میهن دوستی و مهر از او ندیدم. حسن نزیه را می‌گویم که وقتی نوروز امسال به او زنگ زدم که مثل همیشه عید را تبریک بگویم، کلماتی مقطع را شنیدم که به زحمت از گلویش خارج می‌شد. بزرگا مردی که در جریان انقلاب، با همه ملاحظات وقتی به دیدن خمینی رفت، نخستین سؤالش مثل مرحوم مهندس بازرگان این بود که جنابعالی چه نوع حکومت اسلامی را در نظر دارید؟ نظام و خلافت صدر اسلام؟ یا نظامهائی از نوع سعودی و پاکستان و لیبی؟ و خمینی گفته بود حکومت ما همان است که شما می‌خواهید فقط یک اسم اسلامی اضافه دارد چون اکثریت مردم ما مسلمانند. حسن نزیه همزمان کوشیده بود خمینی را در مورد مهلت دادن به دکتر شاپور بختیار قانع کند. در واقع از زمان نهضت مقاومت ملی حسن نزیه که آن روزها وکیل و حقوقدانی جوان بود با دکتر بختیار آشنائی و دوستی عمیقی داشت. (بعد از خروج نزیه از ایران یک بار من شاهد دیدار او با زنده یادان بختیار و برومند بودم و صفای بین آنها را از نزدیک مشاهده کردم). نزیه بر این باور بود که بهترین راه خروج از بن بست خروج شاه، تشکیل شورای سلطنت و اداره امور تا انتخابات مجلس مؤسسان توسط یک دولت انتقالی است. و با رفتن شاه و نخست وزیری بختیار همه این خواستها عملی شده بود. با اینهمه آنطور که بعدها آشکار شد سفر دکتر بختیار به پاریس برای دیدار با خمینی، با تلاش‌های آقایان بنی‌صدر و دکتر یزدی به هم خورد چون اینها نگران بودند بختیار بتواند خمینی را به ماندن در پاریس و دادن فرصتی به او برای ایجاد تغییر و تحول، قانع کند.

جمعه، شهریور ۱۷، ۱۳۹۱

رژیم جمهوری اسلامی با دوهدف پا به میدان گذاشت!

درست است که در اجلاس سران کشورهای عدم تعهد، کشورهای درجه دو و سه و... شرکت نمودند اما آنچه دارد اتفاق می افتد برای تقویت رژیمی است که دو ماموریت را پیش رو داشته و دارد!
ماموریت اول که رژیم جمهوری اسلامی به خوبی آن را انجام داده این است که فاصله ی کشوری مثل ایران را با کشورهای منطقه و توسعه نیافته کم کند!
ایران بنا بر اسناد و شواهد بسیار در زمان رژیم گذشته آرام آرام پایش را از دایره این کشورها بیرون گذاشته بود.

پنجشنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۹۱

ما منافع شخصی و ملی را با هم قاطی نموده ایم!

اما این کنفرانس عدم تعهد یک حاشیه دیگر هم داشت:
اگر در افتتاحیه کنفرانس دقت نمایید شما متوجه یک نکته مهم می شوید و آن این است که خامنه ای در کنار برادران لاریجانی و هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد ظاهر می شود!
بله هاشمی رفسنجانی ( این عمروعاص رژیم )!
و این نشان از چیست؟

زمانی که مردم ایران مورد کم لطفی قرار می گیرند.

محل اجلاس عدم تعهد در تهران با زندان اوین فاصله چندانی ندارد.
زندانی که در سی و سه سال گذشته محلی برای شکنجه و اعدام هزاران تن از هم وطنان عزیز ما بوده است.
چرا هیچ کس حرفی از این زندان نمی زند؟
چرا هیچ کس نمی پرسد در این کشوری که حکومت آن خود را قانونی می داند و مردم را حامی خود می پندارد، باید پنچ روز برای برگذاری این اجلاس حکومت نظامی اعلام کند؟! مردم حتی حق خارج شدن از خانه را نداشته باشند؟ پنچ روز را تعطیل نماید و با هر ترفندی مردم را از صحنه و خیابان ها دور کنند؟!
آقای دبیر کل سازمان ملل اونجا نشسته!

یکشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۹۱

چرا باید با تبدیل شدن ایران به ایرانستان مقابله کنیم!

در مطالب قبلی دو پیش بینی از سه پیش بینی محمد رضا شاه پهلوی را که در بحبوحهء وقوع انقلاب 57 بیان داشتند و هر دو آنها به حقیقت پیوست را مطرح نمودیم و حالا به سومین آن می پردازیم به امید آنکه مردان و زنان آزادیخواه و میهن پرستی که گام در راه نجات ایران گذاشته و به فکر آینده فرزندان وطن هستند آن را به گوش جوانان و عزیزان در بند و محصور شده در چنگال جهل و نادانی رژیم اشغالگر و ضد ایرانی،رسانده و باعث آگاهی بخشیدن هرچه بیشتر شوند.
شاه ایران بعنوان یک سیاستمدار باتجربه و کارکشته که هیچ کس در وطن پرستی او نمی تواند تردید کند در یکی دیگر از پیش بینی های خویش این موضوع را بیان می دارد که: « ایران تبدیل به ایرانستان خواهد شد!»

شنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۱

بزودی تمدن بزرگ تبدیل به وحشت بزرگ می شود!

همه چیز به همه ریخته، هیچ چیز در جای خود نیست، همه در جنب و جوش هستند، اما جنب و جوشی غیر معمول و ناآشنا، چه خبر است ؟ چه شده؟ انگار دارد اتفاقی بزرگ رخ می دهد!اینجا کجاست و این اتفاق چیست؟!
اینجا ایران است مهد تمدن،کشور کوروش و داریوش،کشور فردوسی،زادگاه حقوق بشر و...
زمان وقوع انقلاب 57 است، اگر بشود اسم اتفاقی که رخ داد را انقلاب گذاشت.
خمینی با استفاده از بلند گوی بی بی سی در حال دادن وعده های آنچنانی به مردم است که" مسکن مجانی، اتوبوس مجانی، آخرت خوب، زندگی مرفه، آزادی مطلق به همه، آقای خود بودن "و...
و مردم تحت تاثیر عوام فریبی ها و دروغهای خمینی شارلاتان خوشحال و شادند! مردم دچار اعتماد بنفس کاذب شده اند و مصمم به پیروزی! « باید از ایشان پرسیده می شد بَر که؟ و بَر چه ؟ »
در چنینن اوضاع بَل بشویی محمد رضا شاه مطلبی را بیان میکند: « یکی دیگر از پیش بینی های مهم ایشان »

جمعه، شهریور ۱۰، ۱۳۹۱

آن پدر و... این پسر

یادداشت های بی تاریخ: آن پدر و... این پسرهفته پیش درباره آن پدر نوشتم که سپهبد امان الله جهانبانی بود. این هفته تمام یادداشت ها را به این پسر اختصاص می دهم که مَثَل مجسمِ ایستادن و باور به حرفه و کارش بود. در پایان یادداشت ها، از پایان او حکایت ها دارم اما برای شروع بد نیست بدانید که وقتی وی را دستگیر کردند و به زندان شیخ خلخالی افتاد، به گفته دوستانش فقط یک کیف دستی کوچک داشت حاوی خمیردندان و مسواک و وسایل شخصی. جلاد دنبال این می گشت که جرمی برای او پیدا کند و چون موفق نشد روی کاغذی که به سینه اش آویزان کرده بودند نوشت: «سپهبد نادر جهانبانی» عامل فساد!
شاهزاده رضا پهلوی حتما به خاطر دارند که این عامل فساد با چه شرافتی به کار ورزش روی آورد. چه مشوقی برای ایشان بود زیرا که پدر، مسؤولیت ورزش را به او سپرده بود و جهانبانی باید ایشان را راه می برد. «ورزش از نگاه 2» که در آن شاهزاده جوان به کمک ایرج ادیب زاده، مانوک خدابخشیان، محمد اینانلو و دیگر گویندگان جوان آن روز تلویزیون در مسابقه های مختلف ورزشی حاضر می شد، محصول ابتکار جهانبانی در جهت مردمی کردن ورزش بود با همه ایرادهایی که به او می گرفتند.