انتشار بخشی از سند «بسته اجرایی وزارت امورخارجه قانون برنامه پنجساله پنجم» مصوب هیات دولت، اما و اگرهای زیادی پدید آورده است. برخی از دوستان نگرانند که به خاطر فعالیتهای مستقلشان، هدف انتقادهایی قرار گیرند که ربطی به نگاهشان ندارد. از سوی دیگر، برخی معتقدند که میتوانند با استناد به «بسته اجرایی وزارت امورخارجه قانون برنامه پنجساله پنجم» هر گروهی را با حداقل امکان همراهی با جمهوری اسلامی، «مزدور» خواند. هم نگرانی این و هم حساسیت آن، قابل درک است. نمونه نگرانی و حملات گسترده را در سالهای دهه ۵۰ در آمریکا و جریان «مککارتیسم» در تاریخ معاصر ثبت شده است. اما بحث دیگر، در مورد گروههایی است که سالهای سال در تهران نقش مشخصی در مرتبط کردن «بیزنس»های بزرگ بینالمللی با شرکتهایی داشتهاند که در ایران، با قدرت سیاسی مرتبط بودهاند. از خودتان پرسیدهاید که چگونه ممکن است یک شرکت نفتی بزرگ، به گروهی قدرتمند در درون جمهوری اسلامی وصل شود؟ و آیا از خودتان پرسیدهاید که مرتبط کنندهها در اروپا و آمریکا چه نقشهایی ایفا کردهاند و در کار تشکیل چه سازمانهایی بودهاند و به چه عللی؟ آیا تلاش برای تاثیرگذاری سازمانهای مرتبط با «وصل کنندههای اقتصادی» در تهران در مراکز قدرت آمریکا و اروپا برای تصویب قوانین و یا ایجاد مانع در تصمیمگیریهای سیاسی مخالف منافع جمهوری اسلامی، با آنچه در «بسته اجرایی وزارت امورخارجه قانون برنامه پنجساله پنجم» آمده، مغایرتی دارد؟