آن لکلک دائم السفر، آن فراری از هر ریسک و خطر، آن پسرخاله ابابیل، آن صاحب گوش فیل، آن طبیب حاذق کودکان، آن دستمال بهدست غولکان، آن خمار به وقت بیداری، آن غماز به گاه بیماری، آن تخم بلاد رستم آباد، آن عدوی اسفندیار مشایی «دولت» آباد، آن کاشف بلاد دارفوری، آن چاق کننده هر وافوری، آن به دور از هر عقل و درایتی، شیخنا و مولانا علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه بود و دائم به شارجه بود و عقلا نیازمند معالجه بود.