علیرغم هزاران امضاء و بیش از ده هزار تائیدیه در فیس بوک منشور پیشنهادی برای تشکیل شورای ملی، برخی از فرهیختگان قلم بدست و یا میکروفون به لـــــب اپوزیسیون شمشیرها را از رو بسته و سراسیمه به مقابله با آن شتافته اند. متاسفانه یکی از عوارض ناگوار بیماری، تب و التهاب شدید میباشد که در مراحل حاد ممکن است به هذیان گویی نامربوط منجر شود. و اینگونه است که تب و هیجان مخالفت عصبی با پدیده و یا جریانی ممکن است منجر به عود بیماری به مراحل حاد و تیزگونه شود. در این راستا میتوان به نوشته فرهیختهای نامدار اشاره کرد که اخیرا ً نوشتار سنجشی خود را با بیان آرزویهای خویش برای موفقیت شورای ملی آغاز کرده، اما تا پایان مقاله تاب نیاورده و دُم خروس ء آرزوی حضرت عباسی آن "وعده پیشگویانه" نمایان است. نوشتار در پایان نتیجه گیری میکند که: " بزودی این شورا بمثابه پلی شکننده و بی اساس تخریب (ببخشید فرو خواهد ریخت) و رهروان "ناپخته" و "ناشناخته" این پل لرزان به قعر دره فرو خواهند رفت". نوشتار علاوه بر توهین مستقیم و غیر مستقیم به اعضای کمیته هماهنگی شورای ملی و هزاران امضاء کننده آن، سازمان ها و احزاب شناخته شده از جمله جبهه متحد بلوچستان ایران که یکی از امضاء کنندگان منشور میباشد را جدیدالتاسیس، بی اهمیت و ناشناس قلمداد میکند. و از آنسو شبکه سکولارهای سبز را که کمتر از سه سال عمر دارد پلی سترگ، مطمئن و استوار برای گزار به دمکراسی و رهایی ایران میداند.
یکی دیگر از فرهیختگان میکروفون به دهان نیز طبق روال همیشگی استبداد حاکم را رها کرده و به استبداد سابق تاخته است که یا ایها الناس از خواب گران بیدار شوید و خطر استبداد سابق را دریابید و برای مقابله با آن بسیج شوید. این دانشمند بینا طرفداران نظام پادشاهی پارلمانی را با پیروان هیتلر و نازیهای آلمان مقایسه کرده. وی مدعی شده است که عدهای فرصت طلب غیر سیاسی که ترکیبی از تجزیه طلبان و استبدادیون سابق میباشند بوی آتش کباب جنگ به مشامشان خورده است و برای تجزیه ایران و بازگشت استبداد سابق طرح ریزی میکنند. حقیقت این است که همه جریانات قومی امضاء کننده منشور شورای ملی شناخته شده هستند و همه آنها به تمامیت ارضی ایران التزام دارند. هیچکدام از آنها عضو مجموعههای جدایی طلب و حتی عضو کنگره ملیتهای ایران فدارل نیستند. وانگهی در بندهای متعدد منشور پیشنهادی برای تشکیل شورای ملی بصراحت بر حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی و همبستگی ملی ایرانیان و "ملت یگانه ایران" بارها تاکید شده است. حال این تاریخدان برجسته از کجا کشف راز کرده و بقول مقاله فراهانی با یک کرشمه دو کار کرده اند، خود اتهامی است بغایت پیچیده در کذبیت خویش و در حین حال بسیار حزن انگیز!
منشور پیشنهادی برای تشکیل شورای ملی وحی مُنزل نیست بلکه مجموعهای از باورها و پیشنهادات جمعی از هموطنان است برای بقیه هموطنان جهت غور و بررسی ـ نه چیزی کم ارزشتر از این و نه چیز بالاتر از آن! اما گویا امضاء و حمایت جمع خانواده پهلوی از این منشور، عدهای را سخت آشفته و عصبی کرده است. آنها بجای پرداختن به اصول منشور و پیشنهادات مطرح شده، افراد و امضاء کنندگان را آماج حملات و تهمتهای ناروای خود قرار دادهاند که خود بیانگر بسی مطالب و موارد میباشد که گر نویسم شرح آن بی حد شود، مثنوی هفتاد من کاغذ شود. تا انجایی که من میدانم و در طی قریب به یک سال نسبتا ً در بطن بحث و جدل ها و رایزنی ها بوده ام، یکی از اهداف اصلی این مجموعه و شورای ملی در آینده مخالفت شدید و فراگیر با هر نوع حمله نظامی بر علیه کشورمان ایران است. اصل چهارم منشور نیز صراحتا ً مخالفت خود را با هر گونه حمله نظامی خارجی بر علیه ایران روشن میسازد. چون در جلسات حضور داشته ام میتوانم با صراحت بگویم که همگی حامیان و اعضای کمیته هماهنگی شورای ملی با خلوص نیت و صادقانه بر این اصل اصرار و تاکید داشتند و آن را متفق القول تصویب کردند. حال چرا و چگونه دانشمند محترم در ملاء عام و بی محابا ادعای خلاف حقیقت میکند، و اینکه اسناد و شواهد ناگفته خود را از کجا آورده است ـ من در عجبم ! حقیقتا ً در عجبم!
ناخدایان بی بصیرت جمهوری اسلامی سکان کشتی طوفان زده ایران را بسوی دریاهای متلاطم و پر آشوب سوق دادهاند و بحرانهای دهشتناکی ممکن است در پیش باشد. مردم برونمرز توان و آزادی بیان اراده خود را ندارند. دریغا ما برونمرزیهای آسوده نشین در سواحل امن بجای درک خطر جنگ خانمانسوز محتمل بر کشورمان و ادای رسالت تایخی خویش در این برهه بحرانی، همانند قبیلههای خودمحور و فرقههای غوغاسالار سرگرم جنگهای حیدری نعمتی از یکسو، و از سوی دیگر فضل فروشانه مشغول غلط گیری در انشاءهای یکدیگر هستیم. زمانی که تصمیمات مهم اتخاذ میشوند، و اسرائیل بی آزرم و بیصبرانه بر طبل جنگ میکوبد و محمد علی جعفری فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نیز از جنگی اجتناب ناپذیر سخن میگوید، آیا وظیفه روشنفکران و به اصطلاح "فرهیختگان" اپوزیسیون خــُرده گیری بر یکدیگر و نشر اکاذیب و اتهام بر علیه یکدیگر است؟
وای به حال ملتی که روشنفکرانش اسیروار در زوایای تاریک و بسته ذهن متعصب خویش کورکورانه به سوی گذشته عصاها میزنند تا نوحه خوان عاشوراهای کربلا و تاسوعاهای ٢٢ بهمن و ٢٨ امرداد باشند. وای به روزگار ملتی که فعالان و روشنفکران آن بجای همدلی و اتحاد برای مصالح اهم ملی، اینگونه در دایره حقیر خودمحوریهای خود اسیر باشند! باید از سرنوشت همسایگان شرقی و غربی خود درست عبرت گرفت ـ در هر دو سوی ما ملت هایی که نتوانستند برای سرنوشت خویش ابتکار عمل بخرج دهند و تصمیم بگیرند، نهایتا ً دیگران برای آنها تصمیم گرفتند! آنجا که بعد از سالها کــُـشـت و کــُـشـتار، نه از تاک نشانی باقی مانده است و نه از تاکنشان.