«ستار بهشتی» که به قتل رسید، ناگهان موجی از احساسات فضای مجازی را در برگرفت. احساساتی که بیشتر مواقع از سمت کاربران بیطرف و بدون انگیزه سیاسی بود. در واقع خدشهدار شدن احساسات مردم در آن ماجرا دست کمی از اتفاقی که برای «ندا آقا سلطان» افتاد نبود و این قتل هم به مانند قبلی همه را در شوک فرو برد.
اما چیزی که بیشتر قابل توجه بود و خیلی بیش از عکسالعملهای دنیای مجازی به این اتفاق به چشم آمد و باعث حیرت بود، شجاعت شگفتانگیز مادر و خواهر ستار بهشتی بود. هر چه بیشتر تحت فشارشان قرار دادند این دو نفر بیشتر افشاگری کردند. فریاد زدند و ظالمان را افشا کردند. این دو زن با حرکت درست و بهجا، هم راه را برای انگ خوردن از جانب حکومت بستند و هم با این کار اجازه فشار بیش از حد به خانواده خود را از حکومت گرفتند.
دنیای مجازی با مرگ ستار بهشتی هم راهی کرد، ولی واقعیت این است که با حرکت خانواده او، به درستی هم راهی نکرد.
هر چند چنین حرکتهایی تاثیر گذار هستند و در ایجاد دموکراسی در آینده نقش زیادی دارند، ولی باید این را بدانیم که اگر هم راهی صورت نگیرد و به تداوم آن کمک نشود ممکن است مانند ستارهای دنبالهدار، نور آن در آسمان دیده شود و بعد هم خاموشی.
این که از مردم بخواهیم همراهی کنند، اشتباه است برای این که اولن، همه ما خوب می دانیم مدت زیادی است که سایه یک سکوت عمیق در میان ایرانیان وجود دارد که کسی هم به درستی هنوز علتش را نیافته و این سکوت به این راحتی شکسته نخواهد شد.
همراهی با این تک مبارزاتی که گاه گاه پیش میآید، متاسفانه گاهی محلی برای ابراز وجود میشود یا حتی بدتر از آن فقط به آن نگاه مادی میشود
همراهی در شبکههای اجتماعی از دو نظر قابل بررسی است.
اول این که، این همراهی نباید به گونهای باشد که خودش باعث زدگی و نشنیدن شود. درست مثل موسیقی که شما در بیست و چهار ساعت مثلن بیست ساعت مداوم بشنوید. و طبیعتن این تکرار به جای اثر مثبت اثر منفی خواهد داشت. برای وارد شدن به چنین بحثی و هم راهی با آن باید خیلی از مسائل را در نظر گرفت.
از شعاری سخن گفتن دوری کرد. چرا که مردم سالهاست این ادبیات شعاری را میشناسند و حتی اگر موضوعی که برای آن شعار داده می شود صحیح باشد ناخودآگاه سی و چند ساله، این ادبیات را پس خواهد زد.
از تقلید و تکرار یکدیگر بپرهیزیم. این یعنی این که هر کسی با امکاناتی که دارد حرفش را با مدل و فرم جدید و تاثیر گذار بزند. گمان کنیم این مهم فقط و فقط به عهده من یک نفر است و باید به بهترین شیوه انجام شود. یکی تلویزیون دارد و آن یکی سایت و دیگری یک کاربر است با قلمی شیوا. فقط این که اجازه ندهیم بیننده، شنونده ، یا خواننده مطالب ما احساس تکرار کند. خلاصه این که هم راهی با این تک مبارزاتی که گاه گاه پیش میآید، متاسفانه گاهی محلی برای ابراز وجود می شود یا حتی بدتر از آن فقط به آن نگاه مادی میشود. از آن طرف مرتب مردم را سرزنش میکنیم که چرا حرکتی نمیکنند. دو زن با دست خالی بدون پشتوانه جلوی اقتدارگرایان ایستادند و متاسفانه حمایت رسانهای خوبی از آنها نشد. شعار زدگی در آثار فرهنگی موج میزند. تکرار و تقلید موج می زند. و هنوز هم تنها هستند.