چهارشنبه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۹۲

«خودی‌ها» با چنگ و دندان به جان هم افتاده‌اند

کیهان لندن شماره 1453


جنگ الفاظ بر سر «اسلام‌ ایرانی» و «ایران اسلامی» بالا گرفته است

جنگ قبیله‌ای در جمهوری اسلامی‌هرروز ابعاد گسترده‌تر و اشکال تازه‌تری پیدا می‌کند. در مجادلات انتخاباتی، طرفداران «اسلام ایرانی» و «ایران اسلامی» رویاروی هم قرار گرفته‌اند. اسفندیار رحیم مشایی می‌گوید «باید تلاش کرد اسلامی‌را که برآمده از مکتب ایران است به جهان شناساند، دیگر طرح کلیّتی به‌نام اسلام جواب نمی‌دهد» و رئیس قوه قضائیه، آیت‌الله لاریجانی، می‌خروشد که «ما اول مسلمان هستیم و بعد، ایرانی. ایران با اسلامیت درخشان شده است و نه این که اسلام از ایرانیت رونق گرفته باشد»!

در همین حال،‌هاشمی‌رفسنجانی هدف شدیدترین حملات از سوی وابستگان «بیت رهبری» قرار گرفته است. روزنامه کیهان از او و خاتمی‌به‌عنوان «اموات سیاسی» نام می‌برد و وزیر اطلاعات، حجت‌الاسلام حیدر مصلحی، می‌گوید «نباید فردی که جزو سران فتنه بوده و به‌دلیل بعضی ملاحظات، همانند دو نفر دیگر ـ موسوی و کروبی ـ حصر خانگی نشده است، امر بر خودش مشتبه شود و خود را ناجی کشور معرفی نماید»!
«تفسیر سیاسی هفته را بخوانید»
 جنگ قبیله‌ای در جمهوری اسلامی‌هر روز ابعاد گسترده‌تر و اشکال تازه‌تری پیدا می‌کند. در حالی که به تعبیر روزنامۀ «جمهوری اسلامی» سطح ریاست جمهوری تا آن حد پایین آمده است که «هرکسی با هر مقدار استعداد و توانایی تصور می‌کند می‌تواند کشور را اداره کند و کاندیداها طوری صحبت می‌کنند که گویی قرار است رئیس جمهور بورکینافاسو یا جزایر کومور شوند» اکنون در میدان مبارزات تبلیغاتی، طرفداران «اسلام ایرانی» و «ایران اسلامی» با حربۀ ایدئولوژیک به جان هم افتاده‌اند و در گوشۀ دیگر میدان نبرد تن به تن بین سرکردگان قبیلۀ «خودی‌ها» آغاز شده است.
افشای سخنان‌هاشمی‌رفسنجانی که در دیدار با جمعی از استانداران دوره زمامداری «کارگزاران» و «اصلاح طلبان» به سوابق «رفاقت» خودش و «مقام معظم رهبری» اشاره کرده و گفته بود خامنه‌ای را او با خمینی آشنا کرده و راهش را به شورای انقلاب گشوده (با وجود مخالفت بسیاری از انقلابیون باسابقه) و موجبات نشاندنش بر مسند ریاست جمهوری و رهبری را فراهم ساخته است، واکنش خشم‌آمیز وزیر اطلاعات را برانگیخت.
حجت‌الاسلام حیدر مصلحی، وزیر تحمیلی رهبر به رئیس جمهور، طی سخنانی در نوزدهمین همایش سراسری مسؤولان هیأت رزمندگان اسلام (دوازدهم اردیبهشت) از «فردی که نامه بدون سلام به مقام معظم رهبری می‌نویسد» به‌عنوان یکی از عوامل فتنه ۸۸ یاد کرد و گفت «مگر ما فراموش کرده‌ایم کسی که خودش را پیشگوی فتنه ۸۸ معرفی می‌کند، وقتی مقام معظم رهبری در نماز جمعه آن مسائل را مطرح کردند، آن فرد با نامۀ بدون سلام به مقام معظم رهبری آن جملات را بیان کرد… نباید به راحتی تن دردهیم که افرادی با ویژگی‌های خاص روی کار بیایند. باید مراقب باشیم که یک عده به دنبال تطهیرسازی فتنه هستند. نباید یک فردی که جزو سران فتنه بوده و انقلاب به دنبال یک سری ملاحظات، او را همانند دو نفر دیگر (موسوی و کروبی) محصور نکرده است، امر بر خودش مشتبه شود و تصور کند که انقلاب فراموش کرده که چه کارهایی در جریان فتنه کرده است».
رفسنجانی در جلسه دیگری مرکب از خبرنگاران، نویسندگان، دانشجویان و طلبه‌های اصلاح طلب (یکشنبه هشتم اردیبهشت) گفته بود در سال ۱۳۸۷ در نشست کمیسیونی از مجلس خبرگان رهبری که اعضای آن از هواداران محمود احمدی‌نژاد بودند به تشریح و آسیب شناسی سیاست‌های دولت پرداخته که نوار آن موجود است: «من تمامی‌مذاکرات این جلسه را روی نوار ضبط کردم که یکی دست دبیرخانه شورای نگهبان است و یکی هم دست خودم و چون اهل وحدت هستم نه تفرقه اندازی، نمی‌خواهم فاش شود. تمام حرفهایی که در مورد آینده گفتم و روی نوار ضبط شده است محقق شد. اگر به نظرات بنده عمل می‌شد گرفتار شرارت‌های سال ۸۸ نمی‌شدیم چون برای من این اتفاقات روشن بود».
وزیر اطلاعات، اشاره به سخنان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌گوید «فتنه‌گران به دنبال زیر سؤال بردن گفتمان برآمده از سوم تیر (اظهارات خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه پس از تثبیت انتخابات و تنفیذ ریاست جمهوری احمدی‌نژاد) هستند و تلاش دارند خود را ناجی کشور معرفی نمایند. ما باید مراقب توطئه‌ها و فتنه‌های جدید این جریان باشیم».
این اظهارات، اخطاری است به رفسنجانی که هر گاه پای خود را از دایرۀ انتخابات به کنار نکشد بر او همان خواهد رفت که بر فرزندانش، مهدی و فائزه، رفته است.
 رویترز غلط می‌کند!
یک قرینۀ دیگر بر این که دستگاه امنیتی مأموریت یافته است برای پیشگیری از «فتنۀ جدید» به طرفداران «انتخابات آزاد» مجال تجهیز قوا و وارد شدن به میدان مبارزه ندهد، بازداشت باقر اسدی، عضو سابق دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی‌ایران در سازمان ملل بود.
خبر بازداشت این دیپلمات که مأموریتش در سازمان ملل همزمان با دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی‌بود ابتدا به وسیله خبرگزاری رویترز، زیر عنوان یک گزارش اختصاصی، پخش شد. در این گزارش، رویترز، به نقل از منبع خبر خود بازداشت باقر اسدی را مرتبط با جریان انتخابات دانسته و افزوده بود «او در دفتر نمایندگی جمهوری اسلامی‌در سازمان ملل مأموریتی را در زمینه بررسی ارتباط این نهاد بین‌المللی و جامعه مدنی برعهده داشت و شدیداً از مواضع جناح اصلاح طلب در برابر جناح محافظه‌کار رژیم حمایت می‌کرد. از جمله در بخش اظهارنظرهای روزنامه نیویورک تایمز نسبت به تسلط محافظه‌کاران بر ارکان حکومتی در ایران هشدار داد و چنین وضعیتی را باعث نقض حقوق بشر و دشواری‌های بیشتر در روابط خارجی جمهوری اسلامی‌توصیف کرد».
خبرنگاران مطبوعات برای پیگیری خبر، به هر کدام از دستگاهها مراجعه کردند جواب درستی نشنیدند تا آن که روزنامه «بهار» اظهارات احمد بخشایش اردستانی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی‌را به عنوان نخستین واکنش یک مقام ایرانی منتشر کرد.
این روزنامه نوشت «آقای اردستانی در نخستین واکنش نسبت به خبر رویترز، ضمن اظهار بی‌اطلاعی از بازداشت دیپلمات ایرانی گفت که معمولاً بازداشت یک دیپلمات یا به دلیل تخلفی است که در حوزۀ مأموریت خود انجام داده یا بحث سیاسی مثلاً راجع به مواضع اصلاح طلبان است. ولی دستگاه امنیتی نمی‌آید بعد از چهار سال یک اصلاح طلب را بازداشت کند».
در ادامه خبر، که با عنوان «رویترز غلط کرد گفت دیپلمات ایرانی بازداشت شده» به چاپ رسید، آمده است «آقای اردستانی پس از پیگیری موضوع، در گفتگوی مجدد با این روزنامه گفت موضوع بازداشت دیپلمات ایرانی را پیگیری کردم و مسؤولان وزارت خارجه هم نسبت به بازداشت این فرد اظهار بی‌اطلاعی کردند و گفتند اصلاً چنین خبری به ما اعلام نشده است. وی با مبهم دانستن اصل خبر افزود این خبر باید اشتباه باشد و رویترز غلط می‌کند چنین خبری را منتشر می‌کند»!
سرانجام، روز جمعه گذشته (۱۳ اردیبهشت/ سوم مه) شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی‌اظهارات وزیر امور خارجه را در تأیید بازداشت باقر اسدی منتشر ساخت.
براساس این گزارش، علی اکبر صالحی که از نمایشگاه کتاب در تهران بازدید می‌کرد، به خبرنگار صدا و سیما گفت «باعث تأسف است که در مورد جناب آقای باقر اسدی یکی از کارشناسان بسیار زبده وزارت خارجه که پیشینه خوبی دارند و ما جز تلاش برای تأمین منافع کشور چیزی از ایشان ندیدیم، سوءتفاهمی‌پیش آمده است» وزیر امور خارجه ضمن ابراز امیدواری برای رفع این «سوءتفاهم» گفت: «هر نهادی در جمهوری اسلامی‌ایران مسؤولیت خود را دارد و یکی از نهادهای محترم کشور (لابد نهاد امنیتی) مسأله‌ای را بیان کردند که امیدوارم این امر صحت نداشته باشد و یک سوءتفاهم باشد»!
 اموات سیاسی
روزنامه «کیهان» بی‌اعتنا به اظهارات محسن اسماعیلی یکی از اعضای حقوقدان شورای نگهبان که گفته بود «هیچکس نمی‌تواند از طرف شورای نگهبان قضاوت کند، شورای نگهبان پس از ثبت نام کاندیداها، صلاحیت‌ها را مورد رسیدگی قرار خواهد داد و اعلام می‌کند و این که گمانه‌زنی کنند هیچ مبنای حقوقی و اثری بر شورای نگهبان ندارد و شاید برای فضای سیاسی کشور هم خیلی مناسب نباشد»، مجدداً در سرمقالۀ خود،‌هاشمی‌و خاتمی‌را «اموات سیاسی که باید رد صلاحیت شوند» دانست.
این روزنامه وابسته به بیت رهبری نوشت «مهمتر از سن و سال متعارف نامزدها که باید متناسب اقتضائات مدیریت اجرایی باشد، باید در قید حیات بودن فرد نیز احراز شود. همان طور که استفاده از شناسنامه اموات برای رأی دادن قبیح و ممنوع است، استفاده مشابه از شناسنامه اموات سیاسی قبیح‌تر و غیرقانونی‌تر است. برخی رجال سیاسی مشهور را چه در تاریخ صدر اسلام و چه امروز می‌توان سراغ گرفت که مدت‌ها پیش از مرگ جسمانی مرده بودند، هر چند که ظاهراً جلوه داشتند و سربزنگاه، بهانۀ ماجراجویی‌ها می‌شدند و صاحب حلقه‌ای معتنابه از اطرافیان بودند»!
 اسلام ایرانی و ایران اسلامی
جدالی که اسفندیار رحیم مشایی با طرح مکتب ایرانی و اسلام برآمده از این مکتب برانگیخت و به جبهه‌گیری حوزه در مقابل دولت منجر شد، در آستانۀ انتخابات صورت تازه‌تری به خود گرفته و یک شکاف عمیق ایدئولوژیک در داخل «اصولگرایان» به دنبال آورده است.
مشایی، روز چهارشنبه گذشته (یازدهم اردیبهشت) در دیدار با جمعی از دانشجویان اظهار داشت: «از آنجا که شناخت عمومی‌مردم جهان از اسلام به خاطر برخی قرائت‌ها از آن، منفی است باید تلاش کرد اسلامی‌که برآمده از مکتب ایران است به جهان شناساند. اسلامی‌که با قرائت کشورهای عربستان، ترکیه و مصر تفاوت دارد.»
به گفته وی «اکنون دوره جدیدی از اسلام گرایی آغاز شده که مهدویت نام دارد و باید برای معرفی آن به جهان تلاش کرد. دیگر طرح کلیّتی به نام اسلام جواب نمی‌دهد».
تنها یک روز پس از آن که مشاور و خویشاوند نزدیک احمدی‌نژاد این بحث را به میان کشید، رئیس قوه قضائیه به مقابله برخاست و در جلسه‌ای که به بهانه روز معلم در دانشگاه عالی دفاع ملی تشکیل شده بود عکس ‌العمل نشان داد و گفت «این ادعا که با کنار گذاشتن اسلام پیشرفت می‌کنیم صحیح نیست زیرا ما اول مسلمان هستیم و بعد، ایرانی. ایران با اسلامیت درخشان شده است و نه این که اسلام از ایرانیت رونق گرفته باشد. جوامع اسلامی‌باید تلاش کنند تا تمدن اسلامی‌ترویج شود».
«آیت‌الله» صادق لاریجانی، در مقام رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، طی این سخنان منشور جهانی حقوق بشر را آشکارا به چالش کشید و گفت:
«در اعلامیه حقوق بشر ۳۰ ماده و یک مقدمه آمده است که بشر را دارای حق مسکن ، اختیار همسر، حق تحصیل و… دانسته است ولی نکته قابل تامل این است که حق اطاعت خداوند در این اعلامیه نیست. ما وقتی در چارچوب توحیدی فکر می‌کنیم باید بدانیم که بالاترین حقوق حق خداوند است که در صحیفه سجادیه هم به آن اشاره شده است.
 ما بسیاری از مواد حقوق بشر را قبول داریم ولی در چارچوب خودمان. مغرب زمین مجموعه‌ای از تصورات خودش را به‌عنوان مبانی حقوق بشر دارد و آن را تلقین می‌کند. سؤال اینجاست که چه کسی گفته است حقوق بشر غربی بر همه عالم حاکم باشد این در حالی است که اعلامیه حقوق بشر در آن پیش فرض‌های فلسفی و سیاسی نهفته است. مجموعه‌ای از کشورهای غربی دور هم جمع شده‌اند و می‌خواهند به همه عالم تفکرات خود را تلقین کنند. به عنوان نمونه آنها می‌گویند انسان حق آزادی انتخاب همسر دارد حالا آمده‌اند و تفسیر می‌کنند که همسر می‌تواند همجنس هم باشد این یعنی اعلامیه ضد حقوق بشر.»
 وی گفت: «تفکر لیبرال ـ دموکراسی درون خودش پارادوکس‌هایی دارد. مثلا می‌گویند من حق دارم آزادی خودم را سلب کنم در حالی که حق داشتن باید معیار داشته باشد یا اینکه می‌گویند فرزندان باید به اجبار مدرسه بروند.»
 رئیس قوه قضائیه با اشاره به اینکه ایران ۳۴ سال است که مقابل تجاوز آمریکایی‌ها ایستاده است، گفت: «حالا ما شده‌ایم ضد حقوق بشر و آنها براساس حرفهای منافقین بر علیه ما بیانیه صادر می‌کنند. این در حالی است که در کنار کشور ما مردم بحرین برای داشتن یک رای می‌جنگند ولی در ایران سالی یک انتخابات برگذار می‌شود. آنها می‌گویند در زندانهای ایران حقوق بشر نقض می‌شود که دروغ بزرگ است. در حالی که خود آمریکا با ایجاد زندان گوانتانامو حتی نمی‌خواهد نام زندانیان فاش شود.
 اخیراً وزارت خارجه آمریکا گزارش حقوق بشری داده است و در آن گفته در ایران اعدام سیاسی داریم دروغ به این بزرگی مگر می‌شود. البته ما افرادی که ضد امنیت ملی اقدام کنند و اسلحه به دست بگیرند را مجازات سنگین می‌کنیم. خود آمریکا هم همین کار را می‌کند. آنها می‌گویند در ایران دشمنی با خدا مجازاتش اعدام است و عنوان محاربه را بر عکس فهمیده‌اند سؤال من این است تا حالا شده در ایران کسی بگوید من خدا را دوست ندارم، ما اعدامش کنیم؟»
کیهان لندن