بهقول آقای سروش جعفری نویسنده سایت خودنویس «کنایه سنگین آیتالله خامنهای به هاشمی» اتفاق افتاده و حالا هاشمی رفسنجانی باید نشان دهد که در حفظ موقعیت خویش تا کجا پیش خواهد رفت؟ تمکین و کرنش در برابر مرید خود خامنهای یا مقاومت نیم بند از سیاق نماز جمعه معروف در سال ۸۸ پس از کودتای انتخاباتی که در در پرونده سیاسی خود به ثبت رسانده است؟
سالها قبل اکبر گنجی بهخاطر جنایات بیشمار هاشمی رفسنجانی در حکومت اسلامی به وی لقب «عالیجناب سرخپوش» را داده بود. اما این روزها اکبر گنجی اعلام کرده است که از بهکارگیری آن صفت برای هاشمی باید پرهیز کرد، بهراستی چرا؟ آیا توافقهای پشت صحنه صورت گرفته است؟
ارکستری که به رهبری خاندان رفسنجانی هدایت میشود درهر گوشهاش به موقع نوائی نواخته میشود تا آینده حکومت اسلامی، نصیب رفسنجانیها گردد!
برخی بسیجیها در دورانی که در حلقه رفسنجانی ها فعالیت میکردند، بعدها با شناخت بیشتر از اعمال و کردار آنها از تاکتیکهای مرموز اهل بیت هاشمی پرده برداشتند و آنها را رسوا کردند!
برای مثال گفتهاند که فائزه هاشمی به آنها گفته بود که برای دوچرخهسواری به پارک چیت گر میرود و نیروی بسیج به او حمله کند تا ایشان [فائزه] با مظلومنمائی بتواند بحث دوچرخه سواری زنان را در جامعه پیش ببرد!
برای مثال بازدید فائزه هاشمی از آرامگاه محمد رضا شاه پهلوی در مصر از چه زاویهای صورت گرفت؟
هنگامیکه انقلاب اسلامی کاملا شکست خورده به نظر میرسید و مردم از شرکت در انقلاب پشیمان شده بودند، فائزه به چنین تاکتیکی روی آورد تا برای خود محبوبیت دست وپا کند!
اینک جنجال فایلهای صوتی نیزمیتواند از همان قماشی باشد که در عطاری خاندان هاشمی یافت میشود!
هرچند هاشمیهای بیرون از زندان، بهسرعت اصالت فایلهای صوتی را تکذیب کردند اما تاکنون مهدی هاشمی چیزی در مورد کتمان فایلها نگفته است!
همه این عقب نشینیها و اعترافات از جانب هاشمی رفسنجانی فقط برای کسب محبوبیت هست و هیچ! رفسنجانی یکی از بنیانگذاران جنایات در حکومت اسلامی است. او به دنبال شکار سادهلوحان است اما هوشیاران غافل نخواهند ماند!
هاشمی در سال ۱۳۷۸ در انتخابات مجلس ششم شرکت کرد تا ریاست مجلس را بدست گیرد اما طعم تلخ و عدم استقبال مردم تهران را چشید و نفر سیام شد.از آن پس به او «آقاسی» لقب دادند و با خواست خود از نمایندگی در مجلس شورای اسلامی دوره ششم کنارهگیری کرد.
هاشمی رفسنجانی میگوید: «باید به شبهات پيرامون محاكمات و اعدامها و يا تصرف اموال افراد، در ابتداي انقلاب پاسخ داد.»
روزنامه جمهوری اسلامی ارگان حزب جمهوری اسلامی که هاشمی رفسنجانی یکی از بنیانگذارنش بوده است امروز در یک واکنش غیرمترقبه نسبت به حملات و افشاگریها علیه هاشمی با کمال اطمینان از محبوبیت نوشته است که جای بسی سئوال و تامل دارد!
تاکنون در میان رایزنان سیاسی اینگونه ارزیابی میشد که خاتمی یا مهندس موسوی از محبوبیت بالائی در میان مردم برخوردار هستند اما امروز روزنامه جمهوری اسلامی برخلاف دیگران از محبوبیت هاشمی سخن گفته هست که باید در آن تفحص جدی کرد که چنین نفس گرمی از کجا برمیخیزد؟
یا میگویند: اگر باز هم انتخابات برگزار شود هاشمی اول است!
حملات تندی که این روزها و این ماهها و این سالها به آیتالله هاشمی رفسنجانی میشود، بهترین دلیل بر زنده بودن این یار امام و ستون انقلاب است.
هاشمی رفسنجانی با اشراف به اینکه وضعیت رژیم شکننده است و با اطلاع از نقشههای حواریون خامنهای که در صدد حذف او هستند، لذا به تاکتیک های مناسب روی آورده است! هاشمی رفسنجانی تلاشهای بسیاری از خود نشان داد تا به خامنهای نزدیک شود تا اورا عقلانی نماید اما همه آن سیاست ورزیهای حساب شده هیچ اثری نداشت!
بحران در مرکزیت قدرت جمهوری اسلامی نهادینه شده است و رفسنجانی آینده خودرادر نظامی دیگر اما همچنان اسلامی میبیند! سید علی خامنهای پس از شرکت در کودتای انتخاباتی در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ نتوانست همه جناح حکومتی را زیر سقف رهبریت خود حتی به شکل ظاهری نیزنتوانست متحد نگاه دارد!ازهم اکنون هاشمی رفسنجانی دارد همه پنبههائی را که برای ریاست جمهوری اسفندیار رحیم مشائی میبافند، رشته رشته میکند تا مبادا آلترناتیو فرضی خود را از دست بدهد! به همین خاطراخیرا با حمله توفنده به گفتههای مشائی با وی چنین برخورد کرده است:
هاشمی رفسنجانی به ناپایداری نظام کنونی پی برده است. او بهدرستی دریافته است که وضعیت سیاسی جمهوری اسلامی بسیار لرزان است. وی فهمیده است که حکومت اسلامی که خود وی یکی از بنیان گذارانش بوده است دیگر مانند گذشته نمیتواند برمردم حکمرانی کند ومردم نیز دیگر حاضر نیستند مانند گذشته از جباریت حکومت فرمانبرداری نمایند. هاشمی سیاستمداری پراگماتیست و هوشیار وموقعیت سنج است.بدین لحاظ او خود واطرافیانش را برای جانشینی نظامی دیگر که از حکومت اسلامی ولایت فقیه کنده شوند و به شکل نظامی نوین اما در قالبهای اسلامی با قرائتی تازه و با نظارت کامل روحانیت نخبه طرفدار نظم نوین درحال انتقال میبیند. حوزههای درسی روحانیت در تمام شهرهای مذهبی ایران که بطور سنتی تاکنون بایک دیکر متحد بودند، اما دیگر چند پارچه شدهاند! انشعابات عظیمی در میان حکومتگران و روحانیت رخ داده است و آشتی آنها پس از توهینهای فراوان دیگر ممکن نیست! درمقابل تفکر ارتجاعی محمد تقی مصباح یزدی که میگوید، ولی فقیه مشروعیتش را از الله میگیرد وبه رای مردم اصلا احترام نمیگذارد اما هاشمی رفسنجانی رسما گفته است اگر مردم ما را نمیخواهند، ما باید برویم که همین باعث نارضایتی رهبر شده است.تهدیدات امروز حمید رسائی علیه هاشمی با اجازه و توصیه خامنهای بوده است چرا که وزیر اطلاعات از سخنان هاشمی اینگونه استنباط کرده است: به دیدگاه اکبر هاشمی رفسنجانی در مورد مبنای مردمی ولایت فقیه گفت «هاشمی همچنین ادعا کرده است تا زمانی که مردم ولی فقیه را بخواهند باید باشد و اگر مردم او را نخواهند، باید کنار رود.»«این در حالی است که هاشمی رفسنجانی نگفته است اگر مردم ولی فقیه را نخواهند، باید کنار برود بلکه او گفته است اگر مردم مارا نخواهند ما باید برویم! اونیز خود را به اندازه خامنهای، صاحب نظام میداند و در بنیانگذاری جمهوری اسلامی شریک اساسی تلقی مینماید و نمیخواهد تا نظامی که بدست او شکل گرفته است با چموشگریهای افراد تازه در حکومت از میان برود. هاشمی قلبا برای نظام دل میسوزاند. رفسنجانی خواسته است این باربا زبان مستقیم نه مانند گذشته باگفتههای ایماء واشاره به مردم بگوید اگر رهبری کنونی کشور را نمیخواهند پس خود را برای انتخاب رهبر تازه که شاید خودش باشد، آماده سازند! هاشمی رفسنجانی که از عواقب مصاحبه اخیر مطبوعاتی خویش پیشاپیش مطلع بود در این مورد چنین گفته بود: «برخی رای مردم را زینتی میدانند!»هاشمی تصریح کرد: «بنده ساکت نیستم ولی اکنون در شرایطی قرار داریم که حرف زدن تحمل نمیشود و سخن گفتن ما برای جامعه مفسده دارد.»موقعیت و جایگاه وشخصیت هاشمی رفسنجانی با شاپور بختیار ـ تفاوتهای بسیار آشکاری دارد اما هاشمی نیز برای نجات نظام و جلوگیری از هرج و مرج مانند دوره انقلاب ۵۷ مانند دکتر بختیار به تلاش و تقلاء افتاده است. بختیار نیز آمادگی خود را برای انتقال جامعه از نظام پادشاهی به جمهوریت اعلام داشته بود تا خود نیز در نظام آتی نیز نقشی ایفاء نماید که شوربختانه همه آن آرزوها جامه عمل نپوشید! اینک رفسنجانی نیز میخواهد با مدیریت خویش ـ نظام را به دوران دلخواهش انتقال دهد. اینکه آیا هاشمی رفسنجانی در این برهه حساس تاریخی مانند بختیار شکست خواهد خورد یا به موفقیت خواهد رسید به عوامل گوناگون همچون حمایت مردم از سیاستهای وی و به فراموشی سپردن همه جنایات نامبرده در گذشته بستگی دارد؟قدر مسلم هاشمی رفسنجانی به پشت جبهه بخشی از حکومت اعتماد کامل دارد که در همین راستا، پشتیبانی بخشی از سیاستمداران جهان نیزاز وی اورا بیشتر دلگرم میکند. بخش وسیعی از تکنوکراتها و مدیران صنعتی و بانکدار و بازار واصلاحطلبان مانند خاتمی، موسوی، کروبی هنوز پشت هاشمی رفسنجانی ایستادهاند.خمینی در باره رفسنجانی گفته بود «تا هاشمی زنده است انقلاب اسلامی نیز زنده خواهد ماند!» اما مگر رفسنجانی تا ابد زنده خواهد ماند؟ پس از گفته خمینی میتوان اینچنین نتیجه گرفت که با مرگ رفسنجانی، انقلاب اسلامی نیز ازبین خواهد رفت! اما اگر جناح مقابل کاملا بدین موضوع پی ببرد که پاشنه آشیل رهبری دوره انتقالی از چنگال خامنهای و اعوان و انصارش به اصلاحطلبان، تنها در اختیار رفسنجانی است و با از بین بردن هاشمی همه جنبش سبز باز خواهد ایستاد، حتما به جراحی بزرگ دست خواهد زد و او را ازپای در خواهد آورد.اما جناح مقابل بهخوبی میداند که جنبش کنونی وابسته به یک شخصیت و یا یک جریان نیست که با از زدن یکی از آنها مانع پیشرفت آن جنبش سراسری گردد بلکه جنبش حاضر همچون آتشی است که عمارات جنایت را یکی پس از دیگری در شعلههای خود میسوزاند. خمینی بارها به مردم آموخته بود که انقلاب اسلامی وابسته به اشخاص نیست اینک نیز جنبش سبز مردم ایران وابسته به اشخاص معین نیست! جنبش سبز پس از یک دوره زمستان طولانی پس از ذوب شدن یخهای منجمد از کوهسارها جاری شده است و به رودخانههای سهمگین تبدیل شده و میخواهد به دریاهای آزاد بپیوندد. کلام آخر اینکه ـ هر نیرویی درحال حاضر اگر بخواهد، حرکت جنبش سبز مردم ایران را سد یا منحرف سازد، مطمئنا نابود خواهد شد.در سالهای گذشته وقتی از هر مسافر تازه واردی به خارج کشور سئوال میشد که آخوندها چه زمانی میروند؟ آنها درپاسخ میگفتند هروقت بین خود آخوندها دعوا شروع شد آنها میروند اما با رفتن سیدعلی خامنهای و دار دستهاش از اریکه قدرت، آیا آنرا میتوان به معنای پایان حکومت اسلامی پیشبینی کرد؟ نیروی ذخیره وجانشین آتی برای حکومت اسلامی، مسلما خود را در قامت هاشمی متبلور خواهد کرد!
۱۹ دی ۱۳۹۱ ناصر مستشار
*« جناب مستشار شما از طرفی می گویید که سران جنبش سبز و اصلاح طلبان هنوز پشت هاشمی رفسنجانی ایستاده اند و نیروی ذخیره و جانشین آتی برای حکومت اسلامی، مسلماً خود را در قامت هاشمی متبلور خواهد کرد! از طرفی می گویید:سالها قبل اکبر گنجی بهخاطر جنایات بیشمار هاشمی رفسنجانی در حکومت اسلامی به وی لقب «عالیجناب سرخپوش» را داده بود. در پایان می گویید: کلام آخر اینکه_ هر نیرویی در حال حاضر اگر بخواهد، حرکت جنبش سبز مردم ایران را سد یا منحرف سازد، مطمئناً نابود خواهد شد.!! آقای ناصر خان شما با زرنگی تمام با نوشتن این مطلب خود خواسته اید از هاشمی رفسنجانی حمایت نموده و او را تطهیر نمایید آنهم با آب قلیلی که متصل به کر حکومت فعلی است! و بخشی از حکومت فعلی که به اسم اصلاح طلبان معروف هستند و جنبش سبزی که درست نموده اند، لطف کنید و جنبش آزادیخواهی ملت ایران را با اینها قاطی نفرمایید و گره نزنید که حنای شما و امثال این اپوزاسیون دست ساخته رژیم از اول هم برای جوانان غیور ایرانی رنگی نداشته و آن تعدادی هم که در خیابانها دیدید برای سرنگونی رژیم آمده بودند نه به دنبال امثال موسوی و کروبی بودند نه به اینها دلی بسته بودند فقط و فقط هدف سرنگونی رژیم جنایت پیشه و ظالم آخوندی بود و این اتفاق به زودی خواهد افتاد شما دل نگران نباشید!»
مسئول وبلاگ