روایتی از امامزادههای جعلی در کشور
چادرش را روی سر میکشد و با ابروهای دست نخوردهاش به سنگ قبری اشاره میکند که با دو قالی رنگ و رفته، پوشانده شده. درگوشی میگوید: «یک شب برایش ضریح آوردند و چند سال بعد هم خودشان کندند و بردند». سنگ قبر از مرمر سفیدی است که در گوشهای دنج از امامزاده برای خودش جا خوش کرده و رویش نوشته شده: «مرحومهی سعیدهی بانو…»
فاطمه از روزهایی میگوید که این قبر به قبر «بیبی» معروف شده: «آن کسی که امامزاده را بازسازی کرد و به شکل فعلیش ساخت، همزمان با فوت یکی از اقوام نزدیکش با پول زیادی قبری در جوار «قبر آقا» خرید. بعد هم با نصب یک ضریح برای خودش امامزادهای مجزا شد. مردم که نمیدانستند چه خبراست».
