۲۲ بهمن ۹۲- سی و پنج سال از زمانی میگذرد که مهشید امیرشاهی، نویسنده، قصه پرداز و داستان نویس توانای ایران، در هیاهوی نشئگی انقلابی که همه، از جمله مطبوعات را فرا گرفته بود، صدای خود را در نامه ای به روزنامه «آیندگان» خطاب به سیاسیون و روشنفکران ایران در ضرورت پشتیبانی از دکتر شاپور بختیار، نخست وزیر وقت، بلند کرد. صدایی که البته هیچ پاسخی نیافت و پژواک آن کمتر از یک هفته بعد در غرش موتور جت فرانسوی که روح الله خمینی را با توافق غرب در تهران فرود آورد، گم شد.