‏نمایش پست‌ها با برچسب نویسنده. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نویسنده. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، اسفند ۰۶، ۱۳۹۲

وقتی پاسخ کلام، کلام نیست

مرور تلاش‌ منصور کوشان در مبارزه با سانسور

مرگ منصور کوشان، نویسنده، نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و روزنامه‌نگار که چند روز پیش، پس از طی یک دوره سخت و طولانی سرطان و شیمی‌درمانی درگذشت، تنها از این نظر اهمیت ندارد که یکی از اهالی قلم از میان ما رفته که مصیبت اندکی هم نیست، بلکه از آن رو مهم است که او در سال‌های فعالیت فرهنگی‌اش، در کنار کار نوشتن و کارگردانی، گفتن از حق آزادی بیان اندیشه و اهمیت مبارزه با سانسور را به عنوان یکی از اصول جدی در فعالیت‌هایش مورد توجه قرار داده بود.

شنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۹۲

نون والقلم و ما«لا»یسطرون – سلمان رشدی و آیه‌های شیطانی‌اش

۲۵ سال پیش در روز ۱۴ فوریه ۱۹۸۹ آیت‌الله خمینی رهبر سیاسی و مذهبی انقلاب اسلامی‌در ایران و نظام برآمده از آن، فتوای قتل سلمان رشدی نویسنده انگلیسی هندی‌تبار را صادر کرد و با این کار نه تنها به روی هنر و ادبیات مدرن بلکه اساسا بر تاریخ هنر و ادبیات شمشیر کشید. این فتوا یک پدیده ناب در نبرد بین تفکر سنتی و مدرن، و ماجرای رشدی یک نمونه دردناک و بی نظیر در تاریخ ادبیات است. برای یک نویسنده مجازاتی بالاتر از این نیست که بیشترین اظهارنظر کنندگان کتابش، اثر او را اصلاً نخوانده باشند!

روزنامه آیندگان در ۱۷ بهمن ۱۳۵۷: کسی نیست که از بختیار حمایت کند؟ (مهشید امیرشاهی)

مهشید امیرشاهی: کسی نیست که از بختیار حمایت کند؟
۲۲ بهمن ۹۲- سی و پنج سال از زمانی می‌گذرد که مهشید امیرشاهی، نویسنده، قصه پرداز و داستان نویس توانای ایران، در هیاهوی نشئگی انقلابی که همه، از جمله مطبوعات را فرا گرفته بود، صدای خود را در نامه ای به روزنامه «آیندگان» خطاب به سیاسیون و روشنفکران ایران در ضرورت پشتیبانی از دکتر شاپور بختیار، نخست وزیر وقت، بلند کرد. صدایی که البته هیچ پاسخی نیافت و پژواک آن کمتر از یک هفته بعد در غرش موتور جت فرانسوی که روح الله خمینی را با توافق غرب در تهران فرود آورد، گم شد.

یکشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۹۱

«شاهزاده خانم» نادره افشاری درگذشت


نادره افشاری یکی از نویسندگان پُرکار و مخالف جمهوری اسلامی درگذشت. به دلیل پخش این خبر نخست در شبکه های اجتماعی و به دلیل آنکه  نادره افشاری طبعی شوخ و زبانی تلخ و تیز داشت، کسانی که خبر درگذشت وی را باور نمی کردند، چه بسا آن را به حساب یکی دیگر از شوخی های وی با مخاطبانش گذاشتند با این هدف که مثلا ببیند این جماعت پر مدعا با درگذشت وی چگونه روبرو می شود تا بعد تازیانه زبان را بر پیکرهای بی تفاوت که ادعاهایشان گوش جهان را کر می کند، فرود آورد.