‏نمایش پست‌ها با برچسب پوشش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پوشش. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، تیر ۱۷، ۱۳۹۳

سه‌شنبه، دی ۱۷، ۱۳۹۲

به یاد ۱۷ دی ۱۳۱۴ روزی که رضا شاه با کشف حجاب از زنان، مردان را نیز از عبا و لباده به در آورد

به مناسبت سالگرد ۱۷ دی ۱۳۱۴ روز آزادی زنان ایران از قید حجاب

سال قبل در چنین روزهائی به همراه دوستی به کازابلانکا در مراکش سفری چند روزه داشتیم. در حین قدم زدن در بازار آن شهر تاریخی و صحبت با مردمان مهربان آن، به ناگاه زنی محجبه از دوستم که زبان فرانسه را به خوبی صحبت می‌کرد پرسید: ” راستی چطور توانستند شماها را به زیر حجاب برند؟” دوست من با تعحب با او نگاه کرد و گفت “شما که خودت حجاب داری چرا این سوال را می‌کنی؟” آن زن با قاطعیت گفت: “این انتخاب خود من است و کسی به من فرمان پوشیدن آن را نداده است.”
این سوال و جواب کوتاه مرا در برابر این پرسش قرار داد که به راستی چگونه بود که در یک زمان به اجبار از سر ما زنان حجاب برداشتند و چند دهه بعد باز هم به اجبار ما را به زیر حجاب بردند؟ چرا برای حکومت‌هائی از نوع کشورهائی نظیر کشور ما مسئله پوشش زنان  این همه از اهمیت برخوردار است؟ چرا جمهوری اسلامی‌ایران دغدغه بزرگش نوع پوشش زنان است و چرا ما زنان نتوانسته‌ایم از ابتدائی‌ترین حق خود که همانا حق استفاده از نوع پوشش است دفاع کنیم؟

یکشنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۲

معضل نقاب در نروژ


من با نقاب می‌رم بیرون چون، من همه رو می‌بینم اما کسی منو نمی‌بینه
چند سال پیش وقتی فردی به نام «وسته‌گورد» کاریکاتورهای محمد را کشید، گرچه رسانه‌های اسکاندیناوی نخست در انتشار آن‌ها احتیاج به خرج دادند، اما بالاخره روزنامه «یی‌لاندز ‌پوستن» دانمارکی با استدلال حمایت از آزادی بیان آن‌ها را منتشر کرد و پس از آن چند روزنامه دیگر نیز در سوئد، نروژ و فرانسه به انتشار آن‌ها پرداختند. گرچه نشر کاریکاتورها در «یی‌لاندز ‌پوستن»  از همان ابتدا با واکنش بخشی از مسلمانان و تحریم کالاهای دانمارکی روبرو شد، اما دیگر رسانه‌ها با علم به این واکنش‌ها‌ بارها گاریکاتور‌ها را چاپ کردند و در وب‌سایت‌های خود نیز انتشار دادند.