به مناسبت سالگرد ۱۷ دی ۱۳۱۴ روز آزادی زنان ایران از قید حجاب
سال قبل در چنین روزهائی به همراه دوستی به کازابلانکا در مراکش سفری چند روزه داشتیم. در حین قدم زدن در بازار آن شهر تاریخی و صحبت با مردمان مهربان آن، به ناگاه زنی محجبه از دوستم که زبان فرانسه را به خوبی صحبت میکرد پرسید: ” راستی چطور توانستند شماها را به زیر حجاب برند؟” دوست من با تعحب با او نگاه کرد و گفت “شما که خودت حجاب داری چرا این سوال را میکنی؟” آن زن با قاطعیت گفت: “این انتخاب خود من است و کسی به من فرمان پوشیدن آن را نداده است.”
سال قبل در چنین روزهائی به همراه دوستی به کازابلانکا در مراکش سفری چند روزه داشتیم. در حین قدم زدن در بازار آن شهر تاریخی و صحبت با مردمان مهربان آن، به ناگاه زنی محجبه از دوستم که زبان فرانسه را به خوبی صحبت میکرد پرسید: ” راستی چطور توانستند شماها را به زیر حجاب برند؟” دوست من با تعحب با او نگاه کرد و گفت “شما که خودت حجاب داری چرا این سوال را میکنی؟” آن زن با قاطعیت گفت: “این انتخاب خود من است و کسی به من فرمان پوشیدن آن را نداده است.”
این سوال و جواب کوتاه مرا در برابر این پرسش قرار داد که به راستی چگونه بود که در یک زمان به اجبار از سر ما زنان حجاب برداشتند و چند دهه بعد باز هم به اجبار ما را به زیر حجاب بردند؟ چرا برای حکومتهائی از نوع کشورهائی نظیر کشور ما مسئله پوشش زنان این همه از اهمیت برخوردار است؟ چرا جمهوری اسلامیایران دغدغه بزرگش نوع پوشش زنان است و چرا ما زنان نتوانستهایم از ابتدائیترین حق خود که همانا حق استفاده از نوع پوشش است دفاع کنیم؟



