‏نمایش پست‌ها با برچسب رضا مقصدی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رضا مقصدی. نمایش همه پست‌ها

جمعه، دی ۱۳، ۱۳۹۲

برای سالروز فروغ

…با یادِ آن پرنده که دیگر نیست

تو با بهار پریدی
هنوز یادِ عزیزت کنار پنجره، مانده‌ست
و لاله‌های حیاط
به سوگواری ِ دست ِ نوازشت ای دوست!لباسِ تازه، نپوشیدند.
و آن بنفشه که بوی ترا به تن دارد
چه غمگنانه ترا آه… می‌کشد ای ماه!
تو با بهار پریدی
و آفتابِ سحرگاهِ برکه‌های غریب
پس از غروبِ تو! بابیقراریِ نرگس
ز مهربانیِ چشمِ تو 
گفت و گوها داشت.

یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۲

«بوشهرِ» درد


رضا مقصدی: بوشهرِ درد، جانا کجاست دست منوچهر آتشی؟جانا کجاست دست «منوچهر آتشی»؟

آوار
ناگهانه، فرو ریخت
بر عشق، بر ترانه وُ آواز
بر ساز.
 سازی که همصدای سرافرازِ زندگی ست.
در زیر خاک، مانده اند اینک
آواز وُ ساز وُ عشق
با قصه ای سیاه که فریاد می کشد
کابوس سرد را.
جانا کجاست دستِ «منوچهر آتشی»؟
تا بر جبینِ فاجعه، بنویسد:
غمگینیِ ترانه ی «بوشهرِ» درد را.

رضا مقصدی