‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شعر. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، آبان ۰۵، ۱۳۹۳

شعری در خصوص « اسید »

 رسول بداقی عضو کانون صنفی معلمان ایران در دهم شهریور ماه ۸۸ پس از احضار به اداره آموزش و پرورش اسلامشهر بازداشت و سپس در دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «تبانی و تجمع به قصد برهم زدن امنیت ملی» به شش سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد.
شعری از این معلم زندانی در زیر می‌آید:
اسید
خواهرم رخسار تو آیینه بود
چهرهٔ آنان چنان بوزینه بود

شنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۹۲

شعر «بهمن بیدادگر»

بهمنِ بیدادگر
باز، تو باز آمدی
ظلمت ِآن خاک وُ خشت !
باز ، نمی‌خواهمت
بهمن ِخونین سرشت !
با نفس ِ سرد تو
شاخه ی شادم شکست.
غم ،به سراپرده ام
خیمه زد وُ ریشه بست.
با من وُ نیلوفرم
حرف ِ تو از برف بود.

پنجشنبه، دی ۲۶، ۱۳۹۲

اسم علی نیست به هیچ عرعری

وقتی حجت‌الاسلام مسؤول رسیدگی به امور خصوصی خانواده‌ها می‌شود

تشکیل مراکز مشاوره خانوادگی و اجتماعی، رسیدگی به امور محلی، رفع مشکلات زناشوئی، مشورت‌های امور جنسی، راهنمائی دختران و زنان، رسیدگی به حقوق بانوان، روان‌شناسی مراجعان، رفع اختلافات همسایگان و اطرافیان، در مساجد تهران و شهرستان‌ها!
توصیه می‌شود هم‌وطنان مقیم اروپا و آمریکا هم اگر نیازمند چنین تسهیلاتی هستند هرچه زودتر به ایران رفته، نزدیک‌ترین مسجد به فرودگاه را انتخاب کرده فی‌المجلس خود را معرفی کنند.

جمعه، دی ۱۳، ۱۳۹۲

خودفروشان که وطن‌تان کالاست / بفروشید که وقتش حالاست

بفروشید که زین بی‌شرفی / آخوری جور شود با علفی

خودفروشان که به بازار درید
بسته‌بندی شده‌ای معتبرید

بفروشید که قیمت بالاست
خوش‌ترین وقت تجارت حالاست

برای سالروز فروغ

…با یادِ آن پرنده که دیگر نیست

تو با بهار پریدی
هنوز یادِ عزیزت کنار پنجره، مانده‌ست
و لاله‌های حیاط
به سوگواری ِ دست ِ نوازشت ای دوست!لباسِ تازه، نپوشیدند.
و آن بنفشه که بوی ترا به تن دارد
چه غمگنانه ترا آه… می‌کشد ای ماه!
تو با بهار پریدی
و آفتابِ سحرگاهِ برکه‌های غریب
پس از غروبِ تو! بابیقراریِ نرگس
ز مهربانیِ چشمِ تو 
گفت و گوها داشت.

انجمن قلم ایران در تبعید: هشدار نسبت به سرنوشت فاطمه اختصاری و مهدی موسوی

مهدی موسوی و فاطمه اختصاری دو شاعر جوان بیش از دو هفته است که ناپدید شده اند و هیچ نشانی از آن دو نیست. خبر ناپدید شدن آنها بلافاصله در شبکه‌های اجتماعی که ایرانیان در آنها حضور دارند منتشر شد و تا کنون هرگونه تلاشی برای یافتن ردّ پایی از آنها بی نتیجه مانده است. در کنار درخواست‌ها و بیانیه‌های متعددی که برای پیگیری وضعیت این دو شاعر جوان منتشر شده است،  انجمن قلم ایران در تبعید نیز در اعلامیه ای نسبت به سرنوشت این دو شاعر که گفته می‌شود توسط سپاه پاسداران ربوده شده اند، هشدار داد.

سه‌شنبه، مرداد ۰۸، ۱۳۹۲

حق مسّلم


ما که در بلوای دین، بردوش، پرچم داشتیم
یاعلی گویان هوای ابنِ  مُلجم  داشتیم
 دست در اوقاف  و سر در سفرۀ  سهم امام
تاجِ سلطانی به فرقِ شیخنا کم داشتیم
 از خدا دم  می‌زدیم  اما زشیطان  بیشتر 
بارِ  کین‌های کُهن  بر دل  ز‌آدم داشتیم

یکشنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۹۲

ترانه نه، کاری تازه از داریوش



«این شیخ که آیت انیران باشد 
وز فتنه او ایران ویران باشد 
دیرا که نبوده‌ست و ایران بوده‌ست 
زودا که نباشد وی و ایران باشد»
ترانه «نه» آخرین کار از «داریوش اقبالی» است

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۹۲

"وقتی خدا خوابه" • گپی با شاهین نجفی


شاهین نجفی که به تازگی تک‌ترانه «نازلی سخن نگفت» را منتشر کرده، فراز و نشیب‌ها و نگاه خود به کار و زندگی را در قالب کتابی به زبان آلمانی با عنوان "وقتی خدا خوابه" گرد هم آورده و منتشر کرده است.

یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۲

«بوشهرِ» درد


رضا مقصدی: بوشهرِ درد، جانا کجاست دست منوچهر آتشی؟جانا کجاست دست «منوچهر آتشی»؟

آوار
ناگهانه، فرو ریخت
بر عشق، بر ترانه وُ آواز
بر ساز.
 سازی که همصدای سرافرازِ زندگی ست.
در زیر خاک، مانده اند اینک
آواز وُ ساز وُ عشق
با قصه ای سیاه که فریاد می کشد
کابوس سرد را.
جانا کجاست دستِ «منوچهر آتشی»؟
تا بر جبینِ فاجعه، بنویسد:
غمگینیِ ترانه ی «بوشهرِ» درد را.

رضا مقصدی

جمعه، دی ۰۱، ۱۳۹۱

شعر کوتاه ( شب یلدا )

image
 یلدا بهانه‌ی خوبی‌ست برایِ زمستان، که نیامده بهانه‌ات را بگیرد،
 و زمستان داستان بلندتریست...
 تو تنها وانمود کن، به شب که بزنم رویایم می‌شوی،
 تا تنها بازمانده‌یِ اولین نسل از درختانی باشم که به خواب می‌روند
 تمامِ زمستان را...

 شهریار سلامتی