«جمهوری اسلامی»، یعنی آن حکومت قداره بندی که از صبح ۲۲ بهمن پنجاه و هفت نطفهاش بسته شد و در ۱۲ بهمن پنجاه و هشت رسماً به دنیا آمد خیلی زودتر از آنچه که خیلیها تصور میکردند تمام شد، سقوط کرد و به پایان خود رسید. جمهوری اسلامی، نه آن حکومتی بود که خمینی در سالها و ماههای قبل از انقلاب به مردم وعده اش را میداد و نه آن حکومتی ماند که در روزها و ماهها و سالهای نخست انقلاب، رهبران آن، ادعایش را داشتند.
نمایش پستها با برچسب قلم رنجه. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب قلم رنجه. نمایش همه پستها
جمعه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۲
یکشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۹۱
قلمرنجه: دیر رسیدیم، «عید» از ایران رفت!
نوروزی دیگر، باز هم در غربت فرا میرسد و باز هم با این امید که سال آینده را، این سالهای پایانی عمر را - لااقل در «خانه» باشم. اما تکلیف سالهای رفته چه میشود؟ سالهایی که نوروزم – دور از خانه گذشت؟!
دوشنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۹۱
قلم رنجه: آن شب بر بام مدرسه رفاه!
سی و چهار سال قبل، در چنین روزهایی، در یکی از خیابانهای تهران، خیابان ایران (عین الدوله) در شرق پایتخت، حادثهای روی داد که بیشک سرمنشاء بسیاری از وقایع این چند دههی اخیر بوده است. با این همه، اما،در تمام این سال ها، هیچ گاه کوششی در جهت آگاهی از این حادثهی شوم انجام نشد و همهی کسان، چه آنان که دستی در آتش داشتند و یا بقیه، پیرامون این حادثهی سرنوشت ساز سکوت کردند. آن شب، آن اتفاق، سرنوشت ایران را رقم زد. مردانی که به هر روی فرمانبر نظام بودند به ناگهان به پشت بام بردند و به جوخهی اعدام سپرده شدند.
شنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۹۱
قلمرنجه: میخواهم به ایران بازگردم!
می خواهم به ایران بازگردم! یقین دارم بسیاری از شما – در عین حال که چنین آرزو و خواستی دارید ـ اما از این تیتر غرق در حیرت شدهاید اما واقعیت این است که با همهی وجودم میخواهم که به ایران بازگردم. میخواهم به جامعه ای بازگردم که مهر و محبت اساس روابط میان انسانها بود. چرا تعجب میکنید؟ کدامیک از شما، که سالها خارج از کشور زندگی کردهاید در طول سالها «زندگی در آن کشور» دغدغهی فردایتان را داشتید؟می خواهم به کشوری بازگردم که وقتی تاجری در بازارش ورشکسته میشد، اهل بازار گرد هم میآمدند و دست یاری میدادند تا زمین خورده را از جا بلند میکردند و او را به زندگی عادی و کسب و کارش باز میگرداندند.
سهشنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۹۱
قلم رنجه: آنها که جمهوری اسلامی را حفظ کردهاند
از آغاز جمهوری اسلامی ، همواره دو گروه ظاهراً متفاوت بر ایران حکومت کردهاند. گروه اول که به نظر بسیار تندرو و خشن، ضد قانون و ظاهراً اسلامی بودهاند و گروه دیگری که معتدل تر به نظر میرسیدهاند.
شنبه، دی ۳۰، ۱۳۹۱
قلم رنجه: پشت پرده انتخابات!
در ایران، انتخابات دیگری در راه است. رئیس جمهوری تازهای قرار است که ۴ سال دیگر بر کرسی ریاست بنشیند و سرنوشت ملتی را در دست بگیرد که «رهبرمعظم» آن بیست و چند سال است که آب خوش از گلویش پایین نرفته است.
جمهوری اسلامی حکومتی دیکتاتوری است جمهوری اسلامی اساس قوانین اش بر مبنای «انتصاب» است. قدرتمندترین مقام مملکت بدون هیچ پشتوانهی دموکراتیکی منصوب شده و اوست که در هر انتخابات جهت اصلی گزینش انتخابات را تعیین میکند.
با این همه، اما و با همه ی شناختی که مردم و اپوزیسیون از این رژیم دارند، همواره در آستانه هر انتخابات، به جای بحث پیرامون شرکت یا عدم شرکت در انتخابات مباحث حول محور «چگونگی کاندیداها» دور میزند این یعنی معماری یا مهندسی انتخابات که اخیراً گفته شد این برنامه ریزی در داخل ایران، از سوی سپاه پاسداران انجام میشود.
با این همه، اما و با همه ی شناختی که مردم و اپوزیسیون از این رژیم دارند، همواره در آستانه هر انتخابات، به جای بحث پیرامون شرکت یا عدم شرکت در انتخابات مباحث حول محور «چگونگی کاندیداها» دور میزند این یعنی معماری یا مهندسی انتخابات که اخیراً گفته شد این برنامه ریزی در داخل ایران، از سوی سپاه پاسداران انجام میشود.
اشتراک در:
پستها (Atom)